I always play the starring role
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:31
سوال اینکه کجا بودم؟ جواب اینکه همینجا. یه کمی هم اونجا. ولی بیشتر همینجا. کجا جز اینجا مثلن؟ همینجا بودم. ولی ساکت بودم. چون سکوت سرشار از ناگفته هاست. و من خیلی دوس دارم که پر از ناگفته ها و میستری گرل باشم. بیکاز ویت میستری کامز سیکرتز. خب چی بهتر از این؟ چمبرز آف سیکرتز. میفروشه. چون فروختن مهم
به جز خام خام خوردنشون البته!
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 21:55
دچار یه جور خستگی و دلزدگی خاصی نسبت به همه چی شدم. ینی کلن حال و حوصله ی هیچی ندارم. نه حال کتاب خوندن، نه نقاشی، نه زبان، نه فیلم نه هیچی. همش دلم میخاد ولو باشم یه گوشه هیچ کاری نکنم. که خب بهتر میدونی خودت، نمیشه! چون تو سن و سال من آدم باید شکوف
تو عزیزترین ستاره از یه کهکشون دوری
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 5:36
تو تاریکی اتاق نشستم و پنجره بازه، یه نسیم خیلی خنک و ملایمی هم میاد. دیروز تو یه سایتی یه آهنگ خیلی قدیمی پیدا کردم و دانلودش کردم. حالا خیلی قدیمی منظورم واسه زمان شاه نیس. واسه وختی من دبیرستان بودم، فک کنم چهل باری ریپیت شده، هی بر میگردونم اول
come and save me from me
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 5:36
هنوز این پی دی افه افتر یو تموم نشده. راستش اینکه خیلی حوصلم نمیاد بخونمش ینی قبلن میرفتم مدرسه تو راه مث ژاپنیا و روسا از فرصتم استفاده میکردم تو مترو وایساده و نشسته تو گوشیم کتاب میخوندم، الان ولی خیلی حوصلم نمیاد. بیشتر ترجیح میدم هیچ کاری نکنم.
reality set in
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 21:48
ساعت دو نیمه شبه و تازه یه ساعته مهمونامون رفتن و من تازه نشستم پای لب تاب که کارامو بکنم. ینی از عصری روشنش کردم ولی هیچ کاری نکردم. همش میام فایلا رو باز میکنم و میشینم نگا میکنم. حوصله ام نمیاد بشینم درستشون کنم. تازه هنوز کلی از کارای مدرسه مونده و امروز بیشتر از 500 تا پیام تو تلگرام جواب دادم
(2)Hatred
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 11:16
1.ببین شاید واقعن ربطی نداشته باشه، یا مثلن اگرم داشته باشه جاش نباشه که اینجا بخام بگم، ولی الان و در این لحظه از عمرم، از تهه دلم از این آدمایی که مهاجرت میکنن به کشورایی مث آلمان، سوئد، اتریش و این جاها بعد با افتخار میان میگن اینجا برای محجبه ها شغل و راحتی و احترام و آسایش وجود داره، متنفرم. چو
make lemonad
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 11:16
1-میدونی من هروخت میرم مدرسه و میام، بعدش دلم میخاد حداقل یه روز تمام هیچکس باهام حرف نزنه! ینی به قدری تو روزایی که میرم سر کلاس، بچه ها حرف میزنن و تو مخ آدمن که واقعن من بعدش دلم نمیخاد حتا یه جمله هم با کسی حرف بزنم. کلن حرف زدن با بقیه خیلی ازم انرژی میگیره و مغزمو خسته میکنه. چون دقت کنی واقعن
take care and have fun
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 13:53
این تعطیلات دوهفته ای مارو کشت. ما که ینی من. منو کشت. همونطوری که روزهای کاری قبل از این تعطیلات دو هفته ای کشته بود قبلن. و همونطوری که بقیه ی روزای بعد از این تعطیلات دوهفته ای میکشه! کلن د مینیگ آف مای میزربل لایف ایز دث. بعدش اینکه من تو این مدت بیشتر از همه چی تن به کشته شدن دادم. کشته شدن با
آزمون تلخ زنده بگوری
-
تاریخ: 1396/1/7 ساعت: 21:11
قبلنم یه بار نوشتم، اینکه آدم به دلیل غیر قابل توضیح بودن یه چیزی، سکوت میکنه در موردش، فرق داره با وختی که به دلیل غیر قابل فهم بودنش، سکوت میکنی. بدترین حالتش اینه که یه چیزی رو نه بشه توضیح بدی نه اگه توضیح بدی کسی بفهمش.
so... suck it up lady
-
تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 23:28
بدم میاد از اینکه همه ی شبکه های اجتماعی پر شده از پیامای زشت درباره اینکه فامیل بده! و عید دیدنی چیه و آجیل نخورید و عیدی بدید و من ترم دوم دانشگام چرا میپرسی هی! خیلی بدم میاد از این تررورایز کردن همه چی و همه کس. بسه دیگه! در حد یه بار بگیم بخندیم خوبه. نه اینکه هی گندشو دربیارم و حرفو برسونیم به
من همینم بی تو، آرزویی ناچار
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 12:36
یادمه قبلن، همین چن ماه پیش نوشتم که : "میدونی؟ یه چیزی کشف کردم تازگیا، اینه که آدما، از یه جایی به بعد تو زندگیشون همه ی احساساتشون به یه سمت خاصی میل میکنه. بعضیا کلن خوشالن، بعضیا کلن دپن، بعضیا کلن خنثا! مثلن من الان دیگه نمیتونم ناراحتی و دلتنگی و تنفر و خستگی و گشنگیمو از هم تشخیص بدم! همشون
از Draft ها/ I was a Lou once
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 7:43
امروز روز سردی بود. یکی از سرد ترین روزای این ماه. همه عالم میدونن من چقد از سرما بدم میاد و چقد عذابه برام تو سرما از خونه بیرون رفتن. امروزم کلن حالم خوش نبود، سرما، ساعتای طولانی با بوت پاشنه دار را رفتن و ایستادن پا و کمرمو خسته کرده بود، شلوغی مترو و دیر اومدن تاکسی به اضافه سر درد لعنتیی که سه
یکم عکس ببینیم(4)
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 23:33
دو یو تینک دت آی ام ای گود تیچر؟
معلم بازی(17)
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 23:33
این چن روز تو تقویم، مناسبتای مهمی بود که میشد دربارشون نوشت، ولی من چیز خیلی جدیدی پیدا نکردم حقیقتش. میشد چنتا پست خوب داشته باشیم، ولی به دلیل کمبود منابع موثق ترجیح دادم همه رو با هم تو یه پست بنویسم. 12 تیر ماه 1367 میخاستم درباره ی سقوط هواپیمای 655 ایران، بنویسم، کلی گشتم تا یه عکسی، عکاسی چی...
معلم بازی(18)
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 23:33
دوم سپتامبر، میشه هفتادو یکمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم. متحدین، متفقین، هلوکاست، بمبارون اتمی هیروشیما و ناکازاکی، هیتلر و نازیسم، عهدنامه ی ورسای، تاسیس سازمان ملل متحد و آغاز جنگ سرد کلید واژه های مربوط به این جنگ شیش ساله اس. همیشه گفتم، بازم میگم، متاسفانه یه بخش زیادی از تاریخ دنیا رو درباره...
وختی یادم تنهاست...
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 23:33
1-دلم میخاد که بنویسم. چون میدونم وختی نمینویسم ینی که یه مرگیم هست. و مرگ الانم این دوهفته ایه که گذشته و دو هفته ای که مونده. که واقعن و از تهه دلم تک تک لحظه ها شو با حس بد و اینکه فقط زودتر تموم شه راحت شم گذروندم. یه لیست خیلی بند بالا نوشتم که 40 تا کار فقط واسه کلاسامه!!! دیگه بقیه ی مواردو ن...
ارل گری
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 6:13
مدتی نبودم و ننوشتم. شاید دلم بخاد مدتی باشم و بنویسم. شایدم دلم بخاد باز به نبودن و ننوشتن ادامه بدم. چون این یه مسئله ی شخصی و دل بخاهیه. پس توضیح لازم نداره. کلن من آدم توضیح دادنیی نیستم. آدم دلبخاهیی هستم که در لحظه اتفاق میفتم و بعدش تموم میشم. خیلی آل آف سادن و اوت آف بلو و هپنینگ آرت محسوب م...
میخام لاک صدفی بزنم و بخابم!
-
تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 6:13
1-مث همیشه به میزان مساوی از نزدیک شدن اسفندماه خوشحال و ناراحتم. دیشب نشستم فقط کارای دوتا مدرسه مو لیست کردم، یه عالمه شد! 2-خونمون هنووووووووووز تموم نشده. بند کشی کاشی، نصب هواکش، فلاش تانک، شیر سینک، بتونه کاری و لکه گیری و این قبیل کارای خدماتی رو به نحو احسنت! انجام میدم. حتا برق انداختن همه ...
عصر یخبندان
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 14:53
به آدمها آلرژی پیدا کردم. یک آلرژی خطرناک و کشنده. نسبت به همه ی آدمها. به کوچکترین نشانه ها و سیگنال های ارتباطی، به کوچکترین بالای چشمت ابروعه تا بزرگترین اختلافات فرهنگی و طبقاتی. دلم میخاد بالا بیارم روی همه ی آدمها. شما رو میبینم کهیر میزنم. شما با من حرف میزنید چشمام میخاره. شما به من دست میزن...
با عشقت آرومم
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 14:53
موزیک بی کلام گوش کنید. برای مغز و قلب و ریه و کبد مفیده. برای تمرکز و تخیل هم. برای چی مضره؟ نمیدونم هنوز. چون همین الان شرو کردم به موسیقی بی کلام گوش کردن . چون من همیشه با کلام گوش میکنم. خوشم میاد مردم تو گوشم ور ور کنن. داد بزنن. چس ناله کنن من به کارام برسم. مریضم چون. مازوخیست و رئالیست. تا ...