خرید بک لینک

1.ببین شاید واقعن ربطی نداشته باشه، یا مثلن اگرم داشته باشه جاش نباشه که اینجا بخام بگم، ولی الان و در این لحظه از عمرم، از تهه دلم از این آدمایی که مهاجرت میکنن به کشورایی مث آلمان، سوئد، اتریش و این جاها بعد با افتخار میان میگن اینجا برای محجبه ها شغل و راحتی و احترام و آسایش وجود داره، متنفرم. چون اکثرشون از این محجبه های ع.ن و خطکش به دستن که تا همین دیروز که تو ایران بودن فقط خودشونو خوب میدونستن و برای بقیه ای که بی حجاب بودن ارزشی قائل نبودن. ینی ولشون میکردی احیانن پاره ای چیزیت میکردن. ته تهش اینکه تو دلشون همش در حال حساب کتاب و جمع بندی کارنامه ی اعمال بقیه ای بودن که قوزک پا و ساعد دست و ریشه ی موهاشون ملومه. حالا ولی رفتن جایی که آدمایی که تا بیخ رونشون ملومه، بهشون حتا نگاهم نمیکنن، براشون منوی حلال و حروم و گیاهی وجود داره. رو همه چی نوشته الکل داره یا نه. اونوخ اینا فک میکنن خوبی از خودشونه!

2.از اینکه اینستاگرام ندارم ناراحت نیستم.خوشالم نیستم. کلن درکی ازش ندارم. ولی از اینکه همه میپرسن چرا نداری و خاک تو سرت یو لاست آل د فان پارتز متنفرم. ینی اینکه ی عمه ی پنجاه یا شصت یا این حدودیای من میاد بهم میگه اینستاگرامت کو خیلی واقعن برام خنده داره. ینی دوس دارم بدونم برا چی من باید اینستاگرام داشته باشم و از شام و ناهار و صبونه ام عکس بگیرم. از خودم تو آینه. خودم تو ویترین مغازه. خودم وختی بیدارم. خودم وختی خابم. از اینکه بخام خودمو و چیزای مربوط به خودمو هی تیکه تیکه بچپونم تو چشم بقیه هیچ حس خوبی ندارم. ینی مثلن اینکه مردم حتا از کتاب و دفتر موزیک و تئاتر و این چیزای فرهنگی عکس میگیرن میذارن هم متنفرم. البته من کلن آدم آنتی سلفی هستم! الان نمیدونم آنتی سلف درسته یا آن سلفیش. ینی منظورم اینه که خب که چی واقعن؟؟؟ چرا باید فک کنیم چیزایی که ما دوس داریم چیزایی که ما میخریم کارایی که میکنیم جایی که ما هستیم واسه بقیه جذابه؟ باید بدونن من چی میخرم چی میپوشم چه حالی دارم و این چیزا. این مدل در ارتباط بودن با بقیه برام خیلی ویرده. مگه ما چه کار مهمی تو زندگیمون میکنیم که فک کنیم با عکس گرفتن ازش و به اشتراک گذاشتنش یه تاثیر خفنی بر کائنات و دنیا و مردمانش میذاریم؟ حالا من که میدونم 99.9 درصد آدما واسه دل خودشون اینکارا رو میکنن، و هیچکس اصن با ثبت کردن اینکه لوکیشن نیمروی صبونه نیاورانه و همه ی خریدای سوپر مارکتی از هایپر پالادیوم انجام میشه و نوتلا و وافل و آووکادو و دراگون فروت و دسته های صدتایی گل رز و دکوراسیون ایکیا و آب معدنیای voss کلن بخش عادی و روزمره ای از زندگی بوده،حتا قبل از اینستاگرام و البته ایفون 7، نه میخاد خودنمایی کنه، نه خود شیفته اس نه لایک میخاد نه فالوئر. فقط واسه دل خودشه! در کنار اون قسمتی که درک نمیکنم چرا دلش نمیتونه عکسا رو تو گالری گوشی نگه داره و باید حتمن آپلود بشه یه جایی، ذکر کنم روی صحبتم با اون یه درصدیه که فک میکنن اینفلوئنسری چیزین. _جون بابا! _وگرنه شما که واسه دله خودت!

3.از دختر دوست مامانم متنفرم. در این لحظه اعتراف میکنم واقعن از این دختر و از اینکه فرو کرده تو من متنفرم. از اینکه مدام عکسای خودشو با شوهر مکش مرگ ماشو برا من میفرسته واقعن متنفرم. دوس دارم برم بهش بگم ببین باشه! تو خوب. تو خوش بخت. تو لاکچری. تو خلاق. تو خدا. بسه. در واقیت بهش حق میدم بخاد انقد خوش باشه. نمیدونم لابد منم اگه لانگ تایم ریلیشن شیپم با کراشم به ازدواج و هپیلی اور افتر ختم میشد همینقد مث اون میترکوندم و هر یه رب عکس پروفایلمو عوض میکردم و تو همشونم چشمامو خمار میکردم و رژ لب قرمز و سیلکمه ای میزدم که دندونای بلیچ شدمو بیشتر از قبل منور بکنه و این چیزا، ولی خدایی دیگه وختی میدیدم یکی سالی به دوازده ماه به من کاری نداره هی بهش پی امای چرت و پرت نمیدادم فقط برا اینکه ببینه عکسم عوض شده و تو عید چقد با شوهرم خوش و ست و در صلحیم. در واقیت ولی نمیتونم برم بهش بگم ازت متنفرم. نمیتونم بلاکش کنم. چون در واقیت من به جای هپلی اور افتر بودن با لانگ تایم کراشم، برلی این تاچ با لانگ دیستنس ریلیشن شیپ کراشم هستم و ممکنه اینا همش به خاطر حسادت ذاتی و کینه ی قلبی من و سوال بی پاسخ چرا هیشکی منو دوس نداره باشه!

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: جمعه 25 فروردين 1396 ساعت: 11:16

صفحه بندی