یه روزی میاد سالی یه بارم یاد هم نیایم
-
تاریخ: 1397/1/2 ساعت: 4:50
1-سردمه و گشنمه و کار دارم و درس نخوندم و دلشوره دارم و نگرانم و منتظر. منتظر یه تیک سبزم. جزوه نظریات روانشناسیم که به نظرم خیلی کامل بود، کامل نبود. دوتا نظریه ی دیگه هست که باید بخونم. نخوندم خب هنوز. فصل اول مقاله های بچه ها تو یه پوشه رو دسکتاپ منتظرمه. خیلی دلم میخاد الان بخونمشون اما نمیتونم....
لو الف الدنیا لو الف العالم مش ممکن زی غرامک انت الاقی غرام
-
تاریخ: 1397/1/2 ساعت: 4:50
دارم یه آهنگ عربیی گوش میدم، میگه نسینی الدنیا، نسینی العالم، ذوبنی حبیبی و سبنی اقو لک احل کلام. ینی که بذار دنیا و مردمشو فراموش کنم، منو تو عشقت حل کن و بذار شیرین ترین حرفای دنیا رو با هم بزنیم. کلن آهنگ باحالیه. حالا نه که من خیلی بیکار باشم فقط عربی گوش کردنم مونده باشه ها، اینو قاطی آهنگای دا...
نمیدونی این انتظار چیکار میکنه آدمو!
-
تاریخ: 1397/1/2 ساعت: 4:50
هر روز تا ساعت 11 خابم میاد. از یازده به بعدم انقد خمیازه کشیدم و از چشمام اشک اومده که بقیه مدت روز چشمام خشک و فکم دردناکه. شبا تا 3-4 خابم نمیبره. هر چقدر که تلاش میکنم. از اونورم انقد کار دارم که اگه بخام صب زیاد بخابم به هیچی نمیرسم. البته امروز که خابیدم تا 10. ولی دیشب تا 5 و نیم خابم نبرد. ی...
avaazedohol@
-
تاریخ: 1397/1/2 ساعت: 4:50
سال به سال دریغ از پارسال! هرسال از اول اسفند منو مامانم تصمیم میگیریم یه جوری کارامونو انجام بدیم که یه هفته مونده به عید همه چی تموم شده باشه، ولی هرررررررررررسال تا یه رب مونده به عید! ما داریم کار میکنیم. تازه امسال که ایده آل بود شرایط من! نمایشگاه قبل عید نداشتم! فک کن سالای پیش چه شیر تو شیری...
a natural persuader, a daily first- aider
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 16:58
تو مدرسه سابق، همه چی دست خانوم مسئول بود همه چی خیلی دقیق کنترل میشد. یه خوبیایی داشت یه بدیایی، خوبیاش تا پارسال خیلی بیشتر از بدیاش بود، ولی پارسال یه جوری همه چی بد شد. امسال فقط خودمم. همه چی دست خودمه. بازم یه خوبیایی داره یه بدیایی. خوبیاش کمتر از بدیاشه ولی. این همه تعطیلات پشت سر هم، حسابی ...
وسط عشق تو گم شدم
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:38
ریق این آهنگ آقای صادقلو رو در آوردم بسکه گوش دادمش. قبلن یه بار دانلودش کرده بودم و به نظرم خیلی مسخره و خب که چی بود. الانم نظرم همونه ولی دوس دارم گوش کنم هی. دارم از گشنگی میمیرم و بیشتر از ده تا چایی خوردم از صب. شیش صفه گزارش با جدول و نمودار نوشتم فرستادم واسه مسئول موسسه، کانال کلاسو آپدیت ک...
جز عشق نمیخاهم
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 14:27
قدیما، خیلی وقت پیشا، یادم نیس اصن کی، ولی تو یه وبلاگی یدونه از این کدای فلش بود، یه سری ماهی بودن، میرفتی روشون کلیک میکردی یه چیزی شکل غذا براشون پاچیده میشد و میومدن میخوردنش. وای من عاشقش بودم، روزی هزار ساعت میرفتم اونجا این حرکتو انجام میدادم و ماهیای بدبخت میترکیدن انقد غذا میخوردن. خیلی کار...
جوری نگام کن که دلم بلرزه وقتی نیستی
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 17:46
الان دیگه داره سه سال میشه که اینجا مینویسم. اینو خودم نفهمیده بودم. فک میکردم یکسالو نیمه. ولی دیروز پریروز که به عادت این چن وقت اخیر رفتم وبلاگ پرشینمو چک کنم و دیدم بسلامتی نابود شده، فهمیدم. حالا گفتن بر میگرده همه چی، ولی تا الان که فقط پستای پابلیک برگشته، همه ی درفت ها و کامنت ها و نوشته های...
ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی، چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا...
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 17:46
سوییشرتم از اون روز که پوشیدم رفتم مدرسه یه بویی میده که بوی بدی نیست، خوبه، ولی بوی من نیست و نمیدونم از کجا اینجوری شده. شایدم بوی خودمه. بوی کرم و لوسیونو اسپری و نرم کننده و همه چی با هم قاطی شده. این جوری شده. چون یکشنبه مث همیشه ی خدا در "بازم مدرسم دیر شد" ترین وضیتی که ممکنه از خونه رفتم و ا...
I Want You To Be Quiet
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 17:46
از صب میخام بشینم جزوه بنویسم برا امتحان بچه ها، ننوشتم هنو. حوصلم نیومده. تو مغزم شلوغه. دیروز کلن روز خیلی انرژی بری بود واسم. از صبش که بیدار شدم و یه سری تو خونه بابام مخمو کار گرفت و یه چیزایی که اصن به من خیلی ربطی نداشت گفت. بعدش رفتم مدرسه و تو مترو همکارمو دیدم در نتیجه تا مدرسه با هم رفتیم...
تو که از دور میبینی، تو حل کن این معما را...
-
تاریخ: 1396/10/19 ساعت: 5:55
تو این روزای کوتاه که تا چشم به هم میزنی شبه، فرق شب واقعی و شب الکی واسه من از ساعت 9 به بعد ملوم میشه. شب الکی چیزیه که آدمو واسه انجام خیلی از کارا ناامید میکنه، مثلن ساعت 5 دیگه دیره بخای بری تا ونک تا 8 برگردی. چون 8 نصفِ شب به نظر میاد. شب الکی یه جور توهمه. دیر نیست، نصفِ شب نیس، اما چون دیر ...
Another night without you here, and I'll go crazy
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 6:58
صب که بیدار شدم، قبل از هرچیزی حرفای دیشب همکارم اومد تو سرم. این همکارم همون خانوم جذبه تو مدرسه سابقه. که امسال به یک وضع خیلی بد و نامردیی قراردادش با مدرسه فسخ شد و خیلی خیلی خیلی ناراحته الان از خانوم مسئول. اونوخ دیشب که داشتیم با هم حرف میزدیم آخر حرفا گفتش میخاد از گروه مدرسه بیاد بیرون، چون...
شمام خسته نباشی عزیزم!
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 6:58
تقریبن یک هفته ای هست که یه طرف هندزفیریم ضعیف شده و چون تقریبن 3 ماهه که حقوق نگرفتم هنوز نتونستم برم یه هندزفیری جدید بخرم. و این روزا خیلی به هندزفیری و وجودش نیاز دارم. چون روزایی که میرم مدرسه تقریبن 40 دقه پیاده میرم و ترجیحم اینه که یکی تو گوشم داد بزنه یا ساز بزنه. امروز از در مترو که اومدم ...
خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 6:58
فردا میخام برم دفتر این پسره. و به قد دنیا پشیمونم از قراری که گذاشتم. واقیتش اینکه مث بنز خابم میاد الان و تک تک استخونام درد میکنن. ولی نمیخام بخابم. یکم قبل از الان داشتم با کراش مو فرفریِ لانگ دیستنسِ ول نکنِ همیشه در سفرم حرف میردم. واسه آفریقا رفتن به تفاهم نرسیدیم منم دوتا نقطه سه تا ستاره بر...
زما فقط رهیست، که مانده پشت سر
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 6:58
این هفته قرار بود آخرین جلسه این ترمم با بچه ها باشه. که تعطیل شد. ینی مدرسه خودش تعطیل کرد. خیلیم کار اشتباهی کرد. ولی خب دیگه. واسه همین دیشب نشستم لاک زدم. یه لاک سرخابی، جیگری نمیدونم همین رنگا. با این که ناخونام دوباره فرو رفته و داغون شده و اصن نمیدونم چرا، اما زدم دیگه. اونوخ همین الان یهویی ...
منم دلخوش به این میشم که دنیام پر شد از چشمات
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 6:58
نیم ساعت مونده تا چار صب و من یه جوری هوشیار و بیدارم که انگار یازده شبه. هندزفیریم تو گوشمه، همون که یه طرفش ضعیف شده و حالا من یه صدایی شبیه خش خش یا بعضی وقتا تپش قلب خودمو میشنوم از توش. الانم همچین حالتیه. یه صدای گوم گومه بم که با اهنگ فیلم بوی پیراهن یوسف قاطی شده. ترکیب غم باریه حقیقتن. یه ج...
There Will Be Bloode
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 13:38
یو ایدیت. یو فاکینگ ایدیت. ینی خیلی واقعن عصبیم الان. تمام هشتاد هزار رشته ی عصبی موجود در سرتاسر بدنم داره از خشم میلرزه و کبود شده. سرتا پا بلک اند بلو. از فرط عصبانیت و به دلیل حماقت. که دومی منظور نظرم شمایید. و اولی مقصرش شمایید. رفتار و کردار و
تو نه هستی و نه نیستی، دیگه خستم از خیالات
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 13:38
مدت زیادیه که صفه ی ورد جلو بازه و نمیدونم چی بنویسم. نه اینکه چیزی نداشته باشم واسه نوشتن، اینکه چرا بنویسم الان شده مسئله. آدم یه روزی تو زندگیش میرسه که میبینه خیلی چیزا رو از دست داده. خیلی چیزا رو دیگه نمیتونه داشته باشه. خیلی چیزام هست که باید
حوصله کن، خواهیم رفت
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 13:38
سه شنبه ی دو سه هفته پیش قبل از اون بازی لعنتی پرسپولیس، همکار سابقم تو مدرسه ی سابق بهم پیشنهاد یه مدرسه رو داد و گفت بیا برو امسال اینجا. اون موق هنوز چارتا گل نخورده بود تیم محبوبم، گفتم خب باشه حالا میرم. بعد که چارتا گل خوردیم و یه سوسک گنده تو
که همین دوست داشتن زیباست
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 13:38
هفته پیش تازه از مدرسه اومده بودمو وسط هال ولو بودم که الی بهم پیام داد من شنبه میختم برم یونی، میای؟ گفتم آره. راستش خیلی وقت بود که قرار بود الی رو ببینم ولی هر بار یه چیزی پیش میومد که نمیشد. دیگه دیدم الان که میگه بریم، بذا برم، با یه تیر دوتا نش