every body, listen and repeat3

متن مرتبط با «take it from an old man lyrics» در سایت every body, listen and repeat3 نوشته شده است

10-It was the most selfish I've ever been

  • نیلوبلاگ

    دیروز که حالم خوب نبود همین جوری تو نت میچرخیدم که چشمم به یه عکسی خورد. از یه دختر سیاه پوست زیبا. کلن سیا پوستا به نظر من خدای جذابیت و زیبایین. ینی واقعن درصد زیادیشون به چشم من جذابن. چون عکسشو تو...

    ادامه مطلب
  • I miss you in any way

  • نیلوبلاگ

    امروز یازده اسفنده. دیروز تولد میثم بود. قدیمی ترین و صمیمی ترین دوستم، دوستِ پسرم البته. تو اینستاگرام بهش تبریک گفتم دیشب و امروز یه چارخط حال و احوال کردیم با هم. بعدش دیگه اون رفت خابید. چون اون خ...

    ادامه مطلب
  • I Want You To Be Quiet

  • نیلوبلاگ

    از صب میخام بشینم جزوه بنویسم برا امتحان بچه ها، ننوشتم هنو. حوصلم نیومده. تو مغزم شلوغه. دیروز کلن روز خیلی انرژی بری بود واسم. از صبش که بیدار شدم و یه سری تو خونه بابام مخمو کار گرفت و یه چیزایی که اصن به من خیلی ربطی نداشت گفت. بعدش رفتم مدرسه و تو مترو همکارمو دیدم در نتیجه تا مدرسه با هم رفتیم و حرف زدیم. بعدش یه خانومی تو مدرسه اومد یه چیزایی درباره یه مسابقه بهم گفت و گفت به بچه هات بگو و سر کلاس سه ساعت بچه ها مخمو خوردن بسکه چرت و پرت گفتن و سوال پرسیدن، کلاس که تموم شد دوتاشون اومدن جدا جدا یه چیزایی که قبلن گفته بودمو دوباره پرسیدن و براشون توضیح دادم و نوشتم. بعدش که رفتم تو دفتر که فرم گزارش کلاسو بنویسم و حضور غیابو امضا کنم دیدم سه چارتا از معلما جم شدن چه داد و بیداد و دوایی...

    ادامه مطلب
  • Another night without you here, and I'll go crazy

  • نیلوبلاگ

    صب که بیدار شدم، قبل از هرچیزی حرفای دیشب همکارم اومد تو سرم. این همکارم همون خانوم جذبه تو مدرسه سابقه. که امسال به یک وضع خیلی بد و نامردیی قراردادش با مدرسه فسخ شد و خیلی خیلی خیلی ناراحته الان از خانوم مسئول. اونوخ دیشب که داشتیم با هم حرف میزدیم آخر حرفا گفتش میخاد از گروه مدرسه بیاد بیرون، چون خانوم مسئول ورداشته یه گروه درس کرده از بچه های تیمای قبلی که اونجا بودیم با هم و هی توش گل و بلبل و پیامای خوب باشیم رستگار و فرهیخته باشیم میذارن همکارا، بهم گفت زشته من بیام بیرون از گروه؟ گفتم نه. منم دوبار اومدم بیرون ولی باز ورداشت ادم کرد، منم میوت کردم اصن نگا نمیکنم گروهو. توام همینکارو بکن. بعدش فک کردم حالا چون اینجوری شده، دیگه اصن دلش نمیخاد حتا تو گروه باشه! جای من بود چیکار میکرد؟ ...

    ادامه مطلب
  • come and save me from me

  • نیلوبلاگ

    هنوز این پی دی افه افتر یو تموم نشده. راستش اینکه خیلی حوصلم نمیاد بخونمش ینی قبلن میرفتم مدرسه تو راه مث ژاپنیا و روسا از فرصتم استفاده میکردم تو مترو وایساده و نشسته تو گوشیم کتاب میخوندم، الان ولی خیلی حوصلم نمیاد. بیشتر ترجیح میدم هیچ کاری نکنم. ...

    ادامه مطلب
  • reality set in

  • نیلوبلاگ

    ساعت دو نیمه شبه و تازه یه ساعته مهمونامون رفتن و من تازه نشستم پای لب تاب که کارامو بکنم. ینی از عصری روشنش کردم ولی هیچ کاری نکردم. همش میام فایلا رو باز میکنم و میشینم نگا میکنم. حوصله ام نمیاد بشینم درستشون کنم. تازه هنوز کلی از کارای مدرسه مونده و امروز بیشتر از 500 تا پیام تو تلگرام جواب دادم ...

    ادامه مطلب
  • take care and have fun

  • نیلوبلاگ

    این تعطیلات دوهفته ای مارو کشت. ما که ینی من. منو کشت. همونطوری که روزهای کاری قبل از این تعطیلات دو هفته ای کشته بود قبلن. و همونطوری که بقیه ی روزای بعد از این تعطیلات دوهفته ای میکشه! کلن د مینیگ آف مای میزربل لایف ایز دث. بعدش اینکه من تو این مدت بیشتر از همه چی تن به کشته شدن دادم. کشته شدن با ...

    ادامه مطلب
  • so... suck it up lady

  • نیلوبلاگ

    بدم میاد از اینکه همه ی شبکه های اجتماعی پر شده از پیامای زشت درباره اینکه فامیل بده! و عید دیدنی چیه و آجیل نخورید و عیدی بدید و من ترم دوم دانشگام چرا میپرسی هی! خیلی بدم میاد از این تررورایز کردن همه چی و همه کس. بسه دیگه! در حد یه بار بگیم بخندیم خوبه. نه اینکه هی گندشو دربیارم و حرفو برسونیم به...

    ادامه مطلب
  • It's Ok to love something u can't explain

  • نیلوبلاگ

    عشق بزرگترین ناهنجاری تو زندگی هر آدمیه....

    ادامه مطلب
  • If u have an answer please enlighten me

  • نیلوبلاگ

    از ساعت یازده امروز تو فتوشاپ بودم. ینی دیگه واقعن عقم میگیره حتا از اسمش. انقد که این دفه مدرسه سر لوح تقدیراش بازی در آورد واقعن خسته شدم. من هرسال دارم براشون لوح تقدیر و بنر و کارت دعوت هر کوفتی که لازم دارنو میزنم، اونم با یه قیمتی که یک سوم قیمت واقعیه! حالا دریافتم که من خری بیش نیستم! هیچ کس تو این دنیا لیاقت نداره که آدم بهش لطف کنه. منم که کلن چنتا حرکت از خانم مسئول دیدم و دیگه حسابی از چشمم افتاده، برنتابیدم کاراشو. و اون روز تلفنی یه بحث حسابی کردیم. الانم یه کلاس کاری براشون تعریف کردم که بفهمن دنیا دسته کیه. واقعن اکثر آدما بی لیاقت و نفهمن! ا...

    ادامه مطلب
  • Take it from me, as some one who's been around for a long time 9

  • نیلوبلاگ

    دو یا سه سال پیش، نوشتم "خوشبین بودن و حماقت" دو روی یک سکه اس. یه مرز باریکی هست بین اینکه به اتفاقای اطرافت خوشبین باشی و یا اینکه یه جور احمقانه ای همه چی رو مثبت ببینی. خیلی باریکه این مرز. خیلی. فقطم تو این مورد اینجوری نیستا. خیلی چیزای دیگه هست که مرز بین حالت خوب با حالت بدش، از مو باریک تره! یه وختی تو زندگی باید بین خودت و اونی که بیشتر از بقیه دوسش داری، یکیو انتخاب کنی. نمیدونم چن بار ممکنه پیش بیاد، یا اینکه واسه همه پیش میاد یا نه. ولی اگه یه وختی برات پیش اومد، و اون کسی که بیشتر از بقیه دوسش داری، خیلی خیلی خیلی بیشتر از بقیه دوسش داری، بهت ال...

    ادامه مطلب
  • trust is earned, I cant just magically hand it over

  • نیلوبلاگ

    پریروز تو ایسگاه پارک وی وایساده بودم که خانوم مسئول زنگید و گفت فایلایی که به چاپخونه تحویل دادم باز نشده و این چیزا. ساعت 8 شب. گفتم بهش باشه برم خونه ببینم چه خاکی تو سرم میتونم بریزم تو یه نفر از من بکشی بیرون. ینی گاییده شدم به خدا از دست اینا و چاپخونه. بعدشم که اومدم خونه هیچ حوصله نداشتم که بخام باز سرمو بکنم تو لب تاب و این چیزا. کلن حوصله ی هیچی نداشتم. یه جورایی منگ بودم. دلم میخاس بخابم فقط. آخرش بهش اس ام اس دادم که تا کی میخاین خب؟ گفت چاشنبه صب بفرست مدرسه. خودم میبرم چاپ خونه. فلان چیزکم بهش اضافه کن. دیشب نصفه شب چپکی نشسته بودم رو مبل تو هال و...

    ادامه مطلب
  • every body, listen and repeat3

  • نیلوبلاگ

    اولین باری که من در محاصره ی یک فضای فرانسوی قرار گرفتم چار پنج شیش سال پیش بود که فیلم امیلی رو دیدم. به نظرم هیچ چیزه دندون گیری ام نبود البته. اون همه قان و قون و لا و ژی و لوز و این چیزام رو اعصابم بود. در کل هیچ خاطره ی خوبی ندارم از زبان فرانسه. تو یونی ام یکی از بچه ها بود میرفت سفیر فرانسه میخوند من بعضی وختا میرفتم پیشش میگفتم کمی به فرانسه منو موعظه ای چیزی کنه. بعدن سر زبان عمومی جبران کردم واسش البته. حالا از این خوشم اومده و یه شما پیشنهاد میکنم گوشش کنین. رو اعصاب نیس. mes jurs ویچ مینز my days...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    it's ok to be smart | it's ok to not like things | it's ok to be | it's ok to be different | it's ok to | it's ok to cry | it's ok to not be ok | it's ok to laugh | it's ok to say i don't know | it's ok to go up the slide