گوشم درد میکنه. توی گوشم. چون عمومن من بیرون گوشم درد میکنه. ینی اونجایی که به گوشواره وصل میشه. یا نمیدونم اونجایی که گوشواره بهش وصل میشه. واقعن کی میدونه که اول گوش بود یا اول گوشواره؟ انی وی، من شنیدم که گوشواره عزیزه ولی گوش عزیز تره! چونکه گوشواره فقط به گوش وصل میشه، ولی اپرنتلی گوش به کله وصل میشه و در حالت علمی تر به مغز و حلق و بینی. روابط بیشتر، اهمیت بیشتر! الان من اونجایی از گوشم درد میکنه که وصل میشه به مغز و حلق. اونجایی که یذره اش توی کله ی آدمه و یذره اش تو گلو! که نمیشه انگشت کنی توش ببینی چه مرگشه دقیقن که اینجوری تیر میکشه.
ینی خاستم بدونین که مریضم. و رو به موت. و رو به تباهی اور می بی رو به خوشبختی. چون هیچکس نمیدونه که واقعن بعد از اینکه بمیره تباه میشه یا خوشبخت میشه. کلن بخای بدونی آدم هیچوخت نمیدونه بعد از هرچیزی چی میشه! ینی خب یه سری چیزایی رو با تجربه میشه فهمید یه سری چیزا رو علم میگه مثلن شیمی یه قسمتی، بعضیا رو ریاضی و مقداریم فیزیک. اما در کل همیشه درصدی ندونستن وجود داره. در مورد مرگ که کلن همش در هاله ای از ابهامه. ینی میخام بگم متاسفانه دین هیچ وخت شفاف عمل نکرده. بخای بهش دقیق شی فیکشنه بیشتر. که ینی تخیل. حالا به دلایل خاصی وارد بحث مذهب نمیشیم مثلن چون وبلاگ من وبلاگ مذهبیی نیس. نه اینکه بگم اگه وبلاگ شما وبلاگ مذهبییه هاهاها! یا اگه وبلاگ شما هم یک وبلاگ مذهبی نیس، او یس! های فایو بادی! به منچه که وبلاگ شما چی هست یا چی نیست.
من الان انقد گوشم درد میکنه که هیچی برام مهم نیس. حتا اگه بعد از مرگم تباه شم و تمام لباسام که شامل اون دوتا شلوار جین نوی خیلی سورمه ایه خیلی خوشگل و اون 8 تا تی شرتی که هنوز تگشم بهش وصله میشه، واسه همیشه همینجوری نو و تگ وصل بمونه! فقط برام مهمه که از جفت جیمیلام ساین اوت کنم و همینطور از وبلاگم و همینطور از تلگرامم بعلاوه ی ایمیلم. خداروشکر که مسنجر خودش ترکید وگرنه اونم بود.
حالا تا نمردم اینم بگم، از این پسره خوشم میاد! کیوته! سرچ کنید کریس وود. عکساشو ببینید. دوس داشتید شمام ازش خوشتون بیاد حتا عاشقش بشید و این چیزا چون منکه رو موتم. هاهاها کیدینگ من خودم تو دست و بالم پسر کیوت دارم. خاستید اسم اونم میدم سرچ کنید عکساشو ببینید. البته بعد از اینکه من مردم قطعن.
برچسب:
نویسنده: اشکان اسماعیلی