خرید بک لینک

توی مغزم پر از کلمه اس. پر از الفبا. توی هم میلولن. و منو دیوونه میکنن. دیوونه تر اینی که هستم که میشه زنجیریی چیزی. ینی آماده ی دریدن هر موجود زنده و حتا مرده ای. فرقی نداره. بلاد. بلاد اوری ور. دوس دارم دریای خون را بندازم. تک تک آدمای رو اعصابو گردن بزنم. همینطور تک تک کلمه های ثقیل و فارسی برگردان نشوی دنیا رو. بیکاز دی میک می وانت تو ومیت. ینی که بالا بیارم روی شما. حالا شما نه. روی هر چیزی که دم دست بشه. شایدم توش. چون ممکنه تو داشته. رو نداشته باشه. که میشه خجالتیی چیزی. چیزی که من نیستم. من یه پرروی شیش سیلندرم. که کسی جرات نمیکنه روم بالا بیاره. بعلاوه خشن و قسی القلب هم هستم. که کلن باعث میشه کسی با من معاشرت نکنه. و من گوشه گیر تر و کم حرف تر و کینه ای تر و آدم ستیز تر و قاتل تر میشم. و هی میشینم کلمه ها رو میکنم تو مغزم و از دهنم فارسی شو در میارم واسه شما. که بخونید اطلاعاتتون بره بالا. قدر نمیدونید که ولی. چون من آدم خودنمایی نیستم. سلبریتی درون من بازنشست شده. حالا باز نشست نه، بیشتر ممنوع التصویری چیزی. برای همین شما هیچ وخت نمیفهمید بخش اعظم دیتا های روزانه ی مغزتون توسط یکی مثل من تامین میشه. فک میکنید هاهاها من چه باهوشم مث خرگوشم و این چیزا. بچه بازی! بزرگ بشید تو رو خدا. دست از این کارای بی ارزش و لو لول و چیپ بردارید. دستتونو بدید به من بریم در باغ سبز نشونتون بدم. و از این کبوترایی که با گندم رو پایی میزنن و از این گربه های سخنگو. چکمه پوششم داریم ولی دیگه از مد افتاده. ولی تو بیا حالا یه کاریش میکنیم. فقط سر صدا نکن چون یک: بقیه بیدار میشن. دو: هیس! دخترها فریاد نمیزنند.

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 3:13

صفحه بندی